الشيخ فاضل اللنكراني
42
اخلاق فاضل (فارسى)
مُؤْمِناً أَمْسَكَ لِسَانَهُ مِنْ كُلِّ شَرٍّ فَإِنَّ ذَلِكَ صَدَقَهءٌ مِنْهُ عَلَى نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ ( ع ) : لَا يَسْلَمُ أَحَدٌ مِنَ الذُّنُوبِ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَه » . « 1 » « به راستى كه اين زبان كليد هر خير و شرّى است ، پس بر فرد مؤمن سزاوار و لازم است آنچنان كه بر طلا و نقرهاش قفل مىزند ، زبان خود را فرو بندد ؛ زيرا پيامبر 6 فرمود : خداوند مؤمنى كه زبان خود را از هر شرّى حفظ مىكند مورد لطف و رحمت خود قرار مىدهد ؛ زيرا اين كار صدقهاى است كه به خود مىدهد . سپس حضرت باقر ( ع ) فرمود : هيچ كس تا زبانش را حفظ نكند از ارتكاب گناه مصون نخواهد ماند » . طبع مادّى انسان اقتضا مىكند كه كاملا به حفظ مسايل و امور مالى عنايت داشته باشد و خيلى كم اتفاق مىافتد كه كسى از اموالش غافل شده ، از آنها محافظت نكند يا حتّى مالى را در اختيار فرزندش قرار دهد . در مورد زبان هم بايد چنين حالتى داشته باشيم . آيا همان طوركه اموالمان را از آسيبها حفظ مىكنيم تا كسى به آنها دسترسى پيدا نكند نسبت به زبان همچنين برخوردى داريم ؟ ! با اين كه مسألهء حفظ زبان در سعادت و شقاوت ما نقش زيادى دارد و امور مالى قاعدتاً چنين نقشى را - اثباتاً يا نفياً - ندارد . حضرت مىفرمايند : بايد اين چنين بود تا از شرور در أمان باشيم و خيرات به سمت ما سرازير شود . سپس امام ( ع ) كلامى را از رسول اكرم ( ص ) در رابطه با صدقه بيان مىفرمايد : « صَدَقَهءٌ مِنْهُ عَلَى نَفْسِهِ » ؛ صدقهء انسان در مورد شخص خودش اين است كه زبانش را حفظ كند . فرق صدقه كه يكى از عبادات است با هبه اين است كه در ماهيت صدقه قصد قربت اعتبار دارد ؛ ولى در ماهيت هبه قصد قربت معتبر نيست . اين بيانِ رسول خدا ( ص ) را به اين صورت مىتوان تقرير كرد كه « امساك اللسان » نه تنها سبب مىشود انسان نسبت به گناهانِ زبان مصونيت پيدا كند و در دايرهء تهمت ، غيبت ، اشاعهء فحشا و امثال آن قرار نگيرد بلكه نفسِ اين مراقبت و اينكه انسان با زبانش اين طور برخورد كند ، عبادت است .
--> ( 1 ) . تحف العقول ، ص 292 .